سوخت و از سوختن دوباره زنده گشت......مرغی نادر وتنها که می سوزذ واز خاکستر آن ققنوسی دیگر پدید میاید
حیلت رها کن عاشقــا دیوانه شو دیوانه شو
و
انـدر دل آتش درآ پــــروانـه شــو پروانــــــه شو
هــم
خــویش را بیگـــانه کن هم خانه را ویرانه کن
و
آنگه بیا با عاشقان هم خانـه شـو هم خانه شــو
رو
سینــه را چـون سینه ها هفت آب شو از کینه ها
و
آنگـــه شراب عشــق را پیمانـــه شــــو پیمانــه شـو
باید کـــه جملــه جــان شــوی تا لایق جانان شوی
گـــر
ســوی مستــان میــروی مستانه شـــو مستانه شو...
مولوی
دوش ققنوس با تماشای چندباره ملاقات شمس ومولانا حالی دگرگون داشت
برای دوست وپدر فرزانه اش شعری از مولانا نوشت
پدر مهربان وفرزانه با مهر پدرانه وهمیشگی ققنوس را به مهر نواختند
ودوست همچنان در سکوتی سبز و روشن .........
هلـــه نومیـد نباشی
که تـو را یــار بــراند
گـــرت امروز بــراند نــه که فـــردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا
ز پس صبـر تـــو را او به ســـر صـــدر نشــاند
و اگــر بر تــو ببــندد همه رههــا و گذرهــا
ره پنـــهان بنـــماید که کس آن راه نــــدانـد...
حضرت مولانا
دیروز عصر با دختری به اسم ساینا برخورد کردم
معنی نامش راپرسیدم
با ملاحت خاصی که مختص دختران جوان است
گفت :سیمرغ
نام سیمرغ روحم را نوازش کرد
ساینا اسمی با اصالت پارسی که نام یکی از خاندان موبدان زرتشتی هم بود ریشه این اسم در زبان اوستایی است و به معنای فرشته پیروزی یا سیمرغ . سیمرغ پرنده ای است اساطیری که از بهشت به زمین آمده و نماد همه چیزهای پاک و خوب و خالص است ساینا فرشته پیروزی، سیمرغ، دانا و باخرد.
در لغت
نامه دهخدا
:
ساینا به معنی سیمرغ بوده و
کلمه ای به زبان باستانی ایران (پهلوی) است و همچنین نام خاندانی از موبدان زردشتی
است
.
در بانک اسامی ایرانی :
سایهای که مشخص و قابل رؤیت باشد ، ساکت و بیصدا ، نام خاندانی از موبدان زرتشتی .
زبان کردی: رنگ آبی آسمان
زبان مازندرانی: سایه روشن جنگل، سایه ای که مشخص و قابل رویت باشد.
زبان هندی: سای به معنی خدا و آینا به معنی پژواک، در مجموع به معنی پژواک خدا
زبان یونانی: پرنسس
اسپانیولی: نماد انسان دوری کننده از گناه
در اعتقادات باستانی ایران:
سیمرغ معنای تحریف شده نام ساینا می باشد، در اعتقادات باستانی ایران ساینا نام درختی است نماد حیات و باروری، در ابتدای آفرینش درخت ساینا و پرنده سیمرغ بر روی کره خاکی زیست می کردند. روزی پرنده خسته از پرواز بر روی درخت ساینا می نشیند، بالهایش را به هم زده و میوه درخت ساینا بر روی زمین می ریزد و آنگاه حیات و باروری بر روی زمین گسترش می یابد.
برایم جالب بود
با ساینا ،خیلی کوتاه از داستان سیمرغ صحبت کردیم
نام و یاد سیمرغ
برای ققنوس حلاوتی دیگر دارد که ناگفتنی است
http://www.rahqomkardeh.blogfa.com/post-734.aspx