خانه
عناوین مطالب
تماس با من
سخنان زیبا
گردآوری مطالب :اسفندیار آقاجانی
سخنان زیبا
گردآوری مطالب :اسفندیار آقاجانی
درباره من
______________ انتشار عکس و مطالب این وبلاگ فقط با ذکر منبع و لینک
ادامه...
ابر برجسب
عبید زاکانی
چاپلوسی، هم گوینده و هم شنونده ر
مولوی
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتب
بی شعوری
آیا بیشعور با احمق برابر است؟!
چرا نباید خوشبخت باشد این ملت
فکنده منظر این ملک آتشم بر جان
خراب گشته دلم از خرابی ایران
مردمی که فکرشان آزاد نیست هیچگاه
آزادی و مدنیت
آرامش کتابخانه ها
سرزمین های به خواب رفته
مردم خواب آلوده
حکایت
جدیدترین یادداشتها
همه
چاپلوسی، هم گوینده و هم شنونده را تباه می کند.((دیل کارنگی))
تغییر دنیا -تغییر نگرش
آسیاب به نوبت است
آیا بیشعور با احمق برابر است؟!
خراب گشته دلم از خرابی ایران
مردمی که فکرشان آزاد نیست هیچگاه آزاد نخواهند شد
ﺳﻪ ﺳﯿﻠﯽ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﻪ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ :
دعوی خدایی و پیغمبری در زمان خلفا
که تو آدم نشوی جان پدر
دل به دنیا درنبندد هوشیار
بایگانی
دی 1396
1
تیر 1396
2
بهمن 1395
1
دی 1395
6
آذر 1395
1
مرداد 1395
1
تیر 1395
4
خرداد 1395
4
فروردین 1395
28
اسفند 1394
11
جستجو
آمار : 21664 بازدید
Powered by Blogsky
راستی کن، که راستان رستند
راستی کن، که راستان رستند
در جهان راستان قوی دستند
راستگاران بلندنام شوند
کجروان نیم پخته خام شوند
یوسف از راستی رسید به تخت
راستی کن، که راست گردد بخت
گر بدی دامنش گرفت چه باک؟
چکند دست بد به دامن پاک؟
راست گوینده راست بیند خواب
خواب یوسف که کج نشد، دریاب
چون درو بود راست کرداری
خواب او گشت قفل بیداری
چون به نیکی درید پیرهنی
شد مسخر چو مصرش انجمنی
پیرهن کین بود مقاماتش
دیده روشن کند کراماتش
گو بدر بر تن نکو رفتار
پوستین گرگ و پیرهن کفتار
دامنی را که در کشی ز هوا
این اثرها کند، رواست، روا
به گزاف آنچنان عزیز نشد
که گرفتار خفت و خیز نشد
چون خیانت نکرد با دل جفت
راست آمد هر آن حدیث که گفت
پاک دل را زیان به تن نرسد
ور رسد جز به پیرهن نرسد
از دو چاه و دو گرگ دیده شکنج
چه عجب گر رسد به جاه و به گنج؟
گرگ اول چو بیگناه آمد
نام او در کتاب شاه آمد
گرگ آخر چو در فضیحت ماند
ایزد او را به نام خویش بخواند
گر غلامی عزیز گردد و شاه
نه عجب، چون بری بود ز گناه
ور شود شاه خواجه? جانی
عجب اینست و نیست ارزانی
قول و فعل تو تا نگردد راست
هر چه خواهی نمود جمله هباست
کور و کر گرنهای ز چاه مترس
راست باش و زمیر و شاه مترس
استوار و شجاع باش و دلیر
در نفاذ امور شرع چو شیر
بنده? شرع باش و راتب او
مگذر از شرع و از مراتب او
عقل را شرع در کنشت کند
جبن را شرع خوب و زشت کند
صدق چون راست شد روانت را
بیرعونت کند گمانت را
آخرین یار اولیا صدقست
اولین کار انبیا صدقست
هر که زین صدق دم تواند زد
در ولایت قدم تواند زد
تا نگردد درون و بیرون راست
بوی صدق از تو برنخواهد خاست
صدقت از نار خود سقیم کند
صبر در صدق مستقیم کند
صادقان را رجال گفت خدای
خنک آنکو به صدق دارد رای
صدق آیینه ایست حال ترا
روی نفس تو و کمال ترا
تا تو باشی، ز راستی مگذر
مکش از خط راستگاران سر
صدق میزان کردهها باشد
و آنچه در زیر پردهها باشد
گر چو بوبکر صدق کرداری
جز خدا و رسول نگذاری
راستی ورز و رستگاری بین
یار شو خلق را و یاری بین
صادقی، هر چه جز خداست بباز
از بد و نیک با خدا پرداز
ترسکاری، به راست رفتن کوش
ور نداری، تو خود نداری هوش
گر حکیمی دروغ سار مباش
با کژو با دروغ یار مباش
اوحدی
راستی کن
چهارشنبه 11 فروردین 1395 ساعت 00:19
نظرات
0
+ ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.